باتمام ناآشنایی هایی که در این سفرمیبود، تن به حال و احوال خاکستری اش دادم.
شکرخدایی را که مرا خوش سفر آفرید...
جای تمام دوستان خالی. بسیاربسیار فیض بردیموو خستگی هارو در ساحل آرامش دفن کردم
دوس داشتم متفاوت مسافرجاده ای پراز توده های سردوپرازاحساس باشم.
و سپاس تمام محبتش را که بر من تمام کرد و باحالی خوب به پایان رساندیم این سفره بی قاعده را.
تنها غمی که برشانه هایم سنگینی میکرد، بی مهری انسانهایی بود که طبیعت بی نظیرشمال وطنم را بابی فکری هایشان خط خطی کرده بودندو میکردند...
این هم بماند بر دفتر خاطراتم.تبریک ، روشنی این آئین را.
برچسب:
نویسنده: آدرین خوشنام