پایان راه
-
تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 16:30
چه کسی فکرشو میکرد روزی برسه که تمام داشته های آدما بشه حسرت.حسرت نداشتن خونهحسرت نداشتن ماشینحسرت برنده نشدن توی قرعه کشی حسرت نداشتن همسرحسرت نداشتن فرزندحسرت عدم تحقق آرزوهاحسرت ......آره و بزرگتری حسرتگذشته...---------------------------------------------------------------------------------------...
اینجا کجاست؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 4:24
واقعا اینجا کجاست که دوباره بعد این همه مدت دیدمشو دوباره تمام خاطراتم زنده شد.چقدر همه چیز ساده و باورکردنی بوده.چقدر عشق توی کلمه کلمه و نظر به نظر بوده.چقدر سادگی و رفاقت.بابا خیلی اینجا باحال بوده
تغییر
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 3:36
آدمیزاد همیشه درحال تغییره وهمینطور شرایط اطرافش.همین تغییرات باعث شده که الان از شماها خبری نباشه و وبلاگاتون سوت و کور باشه.خب بگذریم.دلیل اینکه دارم این پست رو میذارم یه تغییر کوچیک هستش.بعدازمدتها تصمیم گرفتم بزنم توی کار آزاد.بعدازکلی بررسی به تاسیس یه کافه رستوران رسیدم.درنهایت بعدازکلی بررسی ...
قاتل زمان
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
زمین و زمان گله دارند از حال و روزم محو خنده های تلخم میشوند، آنانکه دمی بر نفسم گذر میکنند کاش میشد قاتل این روزها باشم کاش میشد به دار آویخت این بی انصافی زمان را کاش میشد سینه سپر کرد در مقابل بیخیالی اش و آنوقت فاتحه ای در وصفش می سراییدم و تمام این روزها را در کنارش خاک میکردم شاید هم خود را .....
بدهکار
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
تمام خواسته هایم را به صف کرده ام کاش زودتر از اینها بهشون بها داده بودم حال من ماندمو خروار خروار خواست و آرزو چقدر بد است اینکه آدمی به خود بدهکار باشد اماجای جبران ابدیست، به اندازه تمام جای جبرانهایی که به من ندادند... خداکند این خودمحوری رمانتیک ،نتیجه ای محکم و دندان شکن دهد اینجا شروع راه شنا...
خاطرات
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
نگرانم، خیلی نگرانم، چشمام داره دورم میزنه. چون من بهشون گفته بودم حقه زاری ندارید الان حال بدی دارم، مثل قدیما. مثل همون روزایی که شمابیمعرفتا بودید و دیدید. ولی مشکل اینجاست که الان دیگه هیچکدومتون نیستید. منم تنهام. تنهای تنها.میفهمید؟ یکی هم که مونده بود اونم رفت. یعنی من رنجوندمش. اونم داره وبل...
سال 95 و احیای عاشقانه های وبلاگی
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
سلام.چقدر این کلمه برام اینجاغریبه شده...سلام فکرشونمیکردم دوباره یه روز بیام اینجا و دوباره بنویسم.یعنی دوباره این دفترهزاربرگو خط خطی کنم ولی خب کجای این دنیاحساب کتاب داره که بخاد حال وروز من یکی، داشته باشه. بگذریم. خیلی دلم واسه همتون تنگ شده.میدونم دیگه کسی این نیست که دل تنگیه منوحس کنه. ولی ...
صفحه ای از زندگی که ورق خورد.
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
این روزا دیگه همه واسه ثبت خاطراتولحظاتشون دست به قلم میشن یا به هرشکلی بالاخره از اتفاقات روزمره شون نت برداری میکنن.حالا یا از ترس فراموشی یا اینکه احساس میکنن دیگه روزی میرسه که خاطرات خیلی راحت محومیشه... واقعیتش منم فکرکردم باید بعضی از لحظات زندگیمو حتما ثبت کنم.حالاچه خوب و چه بد. البته من با...
آئین این مرد دیگر روشنیست...
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
هرروز میگذرد و زمان مثال اسبی وحشی که هیچ لگامی توانایی مقابله اش را ندارد، میتازد. و اما حال و احوال این روزهای من. دیگر غصه و شکوه را کنارگذاشته ام. دیگر خاطراتم را درهمان گذشته چال کرده ام. دیگر هیچ حال بدی ، زورش به من نمیرسد. این روزها، پر از تغییراتی هستم که سالها همراهم بودند و دیگر نیستند. آ...
سفری ازجنس آرامش
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
هماهنگ کردند دوستانی از جنس دوست برای سفری به شمال وطنم باتمام ناآشنایی هایی که در این سفرمیبود، تن به حال و احوال خاکستری اش دادم. شکرخدایی را که مرا خوش سفر آفرید... جای تمام دوستان خالی. بسیاربسیار فیض بردیموو خستگی هارو در ساحل آرامش دفن کردم دوس داشتم متفاوت مسافرجاده ای پراز توده های سردوپرازا...
تولدی دوباره
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
آری، باز شروعی دوباره. چه زیباست تمام این تغییرات. چه بسیار روزهایی که از پس پروانه شدن ،زجرهای بسیارکشیدم اما هیچگاه آن پروانه ای که موعود بود، به پرواز درنیامد. آری امروز باز شروع دوباره ای برای این مرد است. حال خوب حق تمام انسانهاست. اما باید باورش کرد این حال خوب را. خدایا، من چه در این جهان ، چ...
جنگ
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:11
این روزا خیلی با خودم کلنجار میرم. البته این عادت همیشگی منه. شاید بجور خودآزاریه که اگه نباشه بدجور بهم میریزم. ولی این روزا دیگه یجورایی این کلنجاررفتنا به یه جنگ تمام عیارتبدیل شده. جنگی که قدرت تخریب بالایی توی خودش نهفته داره و مشکل اینجاست که خودم خواستم ولی الانش دیگه دست من نیست. همه چیز توی...